
سلامت را نمیu200eخواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران رانگه جز پیش پا را دید، نتواند،که ره تاریک و لغزان است.و گر دستِ محبت سوی کس یاری،به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛که سرما سخت سوزان است.نفس، کز گرمگاه سینه میu200eآید برون، ابری شود تاریک.چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.نفس کاینست، پس دیگر چه داری چشمز چشم دوستان دور یا نزدیک؟مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرک...
ادامه مطلب