خرید بک لینک

ای که مایوس از همه سوئی، به سوی عشق رو کن
قبلۀ دلهاست اینجا، هر چه خواهی آرزو کن

تا دلی آتش نگیرد، حرف جانسوزی نگوید
حال ما خواهی اگر، در گفتۀ ما جستجو کن

زرد روئی در میان گلرخان، عیب است بر من
روی زردم را، به خون، ای دیده گاهی شستشو کن

چرخ، کج رو نیست، تو کج بینی، ای دور از حقیقت
گر همه کس را نکو خواهی، برو خود را نکو کن

چون خیال دوست من چیزی نشاط آور ندیدم
هر زمان افسرده دل گشتی، نظاما یاد او کن

نظام وفا

 نوشته شده در  ۱۴۰۴/۰۲/۰۱ &nbsp توسط وحیدطلعت  | 
 

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 22:47

صفحه بندی