
به من عذابِ روان گفتهای، بی انصافی استمرا جنونِ نهان خواندهای، چه اوصافی است؟مرور کن لحظاتِ قشنگِ عمرت راببین کجای توأم، آخر این چه اجحافی استگذشت عمر به بیهودگی به من فهماندعیارسنجیِ این روزگار، ناصافی استبله! دقیقتر و بیشتر عذاب بدهاگر که رنجِ روانم هنوز ناکافی استقبول! قول و قراری نداشتی با مننوشته های من از عشق نیز حرّافی استمرا نخواستهای اصلِ داستان این استو مابقی، همۀ قصّه حاشیه بافی استچگونه میگذرد روزهای من آیا؟بدونِ دیدنِ تو حال و روزم علافی استمن از ...
ادامه مطلب