
کشیدی حسرت و هر آه بر تنهایی ات افزودزمانه ناگهانی، گاه بر تنهایی ات افزود...دلت یک آن برای یک نفر لرزیده بود آری...همان یک لحظه ی کوتاه بر تنهایی ات افزوددل بیتاب من!، ای ذات غمگین!، بارها دیدمچگونه حسرت و اکراه بر تنهایی ات افزودتو یوسف بودی و خورشید از چشم تو روشن بودفقط تاریکی در چاه بر تنهایی ات افزودکدامین صبح کم کرد از غمت، آیا کدامین روز...؟کدامین شب، کدامین ماه، بر تنهایی ات افزوددرختی ...
ادامه مطلب
به من گفتی صبوری کن صبوری به پایان می رسد یک روز دوری...
ادامه مطلب