
من آشوبم، مرا پنهان بکن درسینه ات، عریان و ناآراممن اندوهم، پناهم ده در آغوشت شبی ویران و ناآراممرا بی واسطه در مه ببوس و ناگهانی بیقرارم کنبخواه عاشق تر از اینی که هستم باشمت، حیران و ناآرامپریشانم کن از آنی که بودم، بیشتر حتی، پریشانترسپس شکلم بده از نو فقط با عشق، بی پایان و ناآراممرا در روح خود حل کن بپوشان و بگریان و بخندانمتنم باش و تنم کن مثل یک پیراهن لرزان و ناآرامتو را چون شیر مادر دوست ...
ادامه مطلب