خرید بک لینک

گفت: دیوانه تر از این هم می شد باشی
بعدِ من پُرتره ای از غم می شد باشی،

خسته تر از این، بیهوده تر از این حتی...
بی خود و بی جهت و مبهم می شد باشی،

به نبودن هایم می شد عادت نکنی،
همۀ عمرت دلتنگم می شد باشی

گفت در باور من، با همۀ تردیدم...
بهترین حسرت این عالم می شد باشی

گفت اما بغضش، یاد تو انداخت مرا،
کاش... گفتم پیشم، یک دم می شد باشی

فکر کردم تنها، بی من، شاید، که تو هم
همۀ عمرت بی همدم می شد باشی

به خودم گفتم؛ دیوانه، حماقت تا کی؟
مثل او شاید که محکم می شد باشی

دوری اش را می شد تاب بیاری حتی
یا فراموشی او کم کم می شد باشی

فکر کردم شاید بهتر از این هم می شد
زندگی، اما تو... بد هم می شد باشی...

کاش... گفتم باران!، باران!... باران! باران
پشت این پنجره ها نم نم می شد باشی.

وحیدطلعت
https://telegram.me/adalara

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۱۱ توسط وحیدطلعت |

برچسب: بهترین,حسرت,عالم, نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:14

صفحه بندی