خرید بک لینک

تو نیستی و باغچه از آسمان تهیست
خانه تهی ست، کوچه...، زمین و زمان تهیست

بی تاب یک ـ دو حادثهایم و نمیرسی
از سوز عاشقانه نفسهایمان تهیست

زیبایی تو مشتری جمعههای من
بی خندۀ تو سفرهام از آب و نان تهیست

بازار خسته میشود از شنبههای پوچ
کز آتش تو کورۀ آهنگران تهیست

حسرت کشیدن است در اینجا قدم زدن
در شهر نارفیق که از همزبان تهیست

دلواپسِ چهایم بهارِ نیامده؟!
اینروزها که ابر هم از سایبان تهیست

ای عشق! ای طراوت محضِ نیامده!
دلهای عاشقان جهان همچنان تهیست.

از مجموعه شعر وقتِ سلام

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 13:26

صفحه بندی