به جرم عشق
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 13:26
درسینۀ من است کماکان غمت، هنوزآن قدر عاشقم که نبخشیدمت هنوزسر می کنم بدون تو با نفرتی عمیقترکم نکرده خاطرۀ مبهمت هنوزسر می کنم به یاد تو وُ با تمامِ عشقدیوانگی است سهمِ من از عالمت هنوزبا این وجود ساخته ام با نبودنتای عشق!، با نداری و بیش و کمت هنوزآنقدرها که گاه فقط فکر می کنماین من همان منم، منِ ت...
غزلی غوغا از استاد شهریار
-
تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 13:26
چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردمچرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در توبه خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردمخیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو ت
با صبح
-
تاریخ: 1398/3/22 ساعت: 7:02
به خط و خال گدایان مده خزینۀ دلبه دست شاهu200fu200eوشی دِه که مُحترم داردحافظ
رویای ناگزیر
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 16:40
من از مسافت اندوه باز می گشتمبه اتفاق، که تقدیر هم مسیرم بود
عبور
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 16:40
با من بیا از این پل بیحال رد شویمچیزی به نام فاصله در انتظار ماست
شعر
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 16:40
پری قصه های بهت زده، مادر خوابهای محزونم!عطش روزهای بی بوسه، غم سرخ نشسته در خونم!مفردِ جمع های بی پایان، شعرِ تبدارِ گوشۀ زندانبا دل من چه کرده تقدیرت؟، که از این سرنوشت ممنونماینکه میخوانی عاشقش ب
وقتِ سلام
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 16:40
مجموعه شعر وحید طلعتبا مقدمه استاد محمد علی مجاهدیبهار 1398انتشارات آدالار
یا امام رضا (ع)
-
تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 16:40
باخیشلاریندی چکیر چشمه یه سوسوز مارالیاو دور کی اویله گلیر اوستونه مه لر آهو نگاه توست که آهوی تشنه را به سمت چشمه می کشاندو برای همین است که آنگونه آهویی نالان به سوی تو می آید
گزیر
-
تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 0:30
به برگشتن بهار فکر می کنمبه اتفاق خوبی که خوابش را دیده بودیماما تو بگوچه فکری دربارۀ درختان و مادر شدن داری؟در این ماه از سالیک محکومچه چیزی برای دوست داشتن می تواند داشته باشد؟
انتظار
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 17:18
آنقدر لايقي که غزلهام خواستندعاشق شوند دور تو گردند جمعهها ميآيي و براي تو ميگويم آخرشبا من عزيز بيتو چه کردند جمعهها!
تابلو
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 17:18
زن گفت: این پولیورِ قدیمی چیه پوشیدی؟برو چند تا لباس زمستونی خوب بخر!مرد هیچی نگفتزن یه آن ته دلش غمی رو حس کرد، فقط یه آنمرد به خیابون بلند خیره شددرختها شاهد بودنزمستونها،و همۀ دنیا.
به افتخار محمد
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 17:18
به احترام زمستان زخمی 81با خاطره ای قریب از بارانی دور که از دل کویر گذشت، به افتخار محمد؛ دلاوری که تا پای مرگ با من آمد محمد را در آفتاب گم کردمآخرین دیالوگمان طعم ناامیدی داشتهر قدر خواستمخطوط سیا
میu200eخواهم سرزمینم نصف شود/ جان یوجل
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 17:18
میu200eخواهم سرزمینم نصف شودنیمیu200eاز آن برایمقلدان،چاپلوسان،و حقیرانو نیم دیگر برایانسانu200fهای محترم،شرافتمندان،زحمت کشان،و وطن پرستان.شعر: جان یوجلترجمه: وحیدطلعت
دیدار
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
آمدم پیشِ تو اما خفقان با من بوددر و دیوارِ شهری نگران با من بودآمدم خسته، گرسنه، تشنه، نا آرامکوهی اندوه، و مشتی هیجان با من بودبه سرکها، به خیابانها، در معرکهها، زندانهادردی از زخمِ تو، یک بارِ گران با من بودچشم چرخاندم هر حادثه تصویرِ تو بودچشم چرخاندم، چشمی نگران با من بودآمدم سر بگذارم یله در آ...
باران
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
رویا نه، عاشقانه که نه، ظاهرا نبود وقتی نگاش می کردی غیرِ من نبود ...
پاییز
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
وبلاگ پاییز کلمه می آید که من دیوانه تر باشممثل درختان عاصی و آسیمه سر باشم وبلاگ پاییز کلمه می آید که شاید باز برگردمتصویری از کفش تو در قاب سفر باشم وبلاگ پاییز کلمه ای وبلاگ پاییز کلمه ، ای دیوانهu200eی عاشق!تا چند باید از نگاهت بیu200eخبر باشم؟ وبلاگ پاییز کلمه ِ
در کویر
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
دید امّا سرنوشتِ بیقرارش را، ندید دید امّا سالها چشم انتظارش را، ندید دید امّا چیزی از اندوههایش کم نشد زخم خورده از قفا از روزگارش را، ندید دست بسته، خسته و از پا نشسته، بی رمق در تقابلگاه، چشمانِ دچارش را، ندید غربت و تنهایی ام را بارها حس کرده بود حیف که از سرزمینم کوهسارش را ندید رفته بودم تا بر...
آبان جان
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
تو با عطری بهاری در دل پاییز می آیی به وقت بیقرارِ سیبها، وقتی که شیرینند
ترانه
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 16:00
نگا کن به من/ تکه هاتو ببین!ببین ردِ دستاتو رو زندگیمببین خوابهایی که دیدی واسم...ببین که چیکار کردی با ساده گیمنگام کن/ هنوزم همونم، ببین!یه کم بی حواس و عجیبم فقطهنوزم همونم که دیوونشیفقط با نگاهت غ
تو روزي بازخواهي گشت
-
تاریخ: 1397/4/26 ساعت: 1:56
نخستين بار غم را از غمِ چشم تو فهميدممني كه سالهاي سال از چشم